* GENERAL *عشق رویای ماندگار
بعضی وقت ها چنان کیشت می کنند که سالهای سال مات می مانی "دستهایت" مال من نیست اگر بود که "اشکهایم" بر روی گونه نمی خشکید
کار سختی پیش رو دارم : بعد از رفتنت باید زنده بمانم ! به دلم نشستی ولی دو زانو ! معذب نباش ، برو عقب قشنگ تکیه بده ، پاهاتم دراز کن ، آیا غرورت اجازه عذرخواهی بابت اشتباهاتت در برابر دیگران رو میده؟! دلم نه عشق میخواهد نه احساسات
قشنگ منتظر هیچ دستی در هیچ کجای دنیا نباش؛ اشک هایت را با دست خود پاک کن؛ همه رهگذرند ...
همه ی خاطرات ناراحت کننده نیستن .......
با همه خستگی هایم
از بچــــــــــگی بهــــــــــم یاد دادن که هــــــــــــــــــــــر ساعت 60دقیـــــــــقه است 100ســــــــــــــــــــــــــــــــــالـــــــــــــــه دلتنگی چه حس بدی است.... تنهایی چه حس بدی است کاش... پاره ای ابر میشدم دلم مهربانی می بارید کاش نگاهم شرار نور میشد اشتی میدادش و که دوست داشتن چه کلام کاملی است و من...
گــــــــــــــاهی پروانـــــــــــــه ها هم
به اشتبـــــاه
عاشــــــــــق می
شوند...
به
جـــــــــــای شمــــــع گـــــــــــرد
چراغهای بی احســـاسخیــــــــــابــــــان
میگردند... شخصیت منو با برخوردم اشتباه نگیرید. یه آدمایی هستن که همیشه با حوصله جواب اس ام اساتو میدن ... ! رفتــه ای
احساسم را نمیفروشم حتی به بالاترین بها!
ایــــــن شعــــــــر ها بروند بــــه جـــهنـــــم ...
آنقدر زمین خورده ام که بدانم
بـایـــــــد قطــــــــع ڪـــــــرد … او دزد ” آرزوهـــــــاے ” مـن اســــــت …
ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻡ ﭼﻪ ﺭﺍﺯﻳﺴﺖ ﺑﻴﻦ ﺩﻝ ﻭ ﺩﺳﺘﻢ !
ﺍﺯ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﻓﺖ ﺑﻪ ﻫﺮﭼﻪ ﺩﻝ ﺑﺴﺘﻢ ! از مضخرف ترین نصیحت های اطرافیان: دلـــَ م خـــواستــــ
عاشقی به گفتن و داد زدن نیست ........
خاطراتو فراموش می کنم مو به موشو آرمین 2afm اشتباه از من بود .پررنگ نوشته بودمت به سختی پاک میشوی تـــــــــ❤ـــــــــــو رفتیــــــــــــــــ ......
آدمهایی که دلشون پر از غصــــــــــه ست
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺑﻮﺩﻥ ﻫﺎﯼ ﻗﺪﯾﻢ بابت آن روز چه بی تـفاوت زندگــی می کننــد
رهایم كن
قلب من به تیغ كسانی زخم برداشت كه ازآن ها انتظارمحبت داشتم نه فراموشی.......... ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﺩﺭ ﻣﻦ ﭼﻪ
تبریک به همه سپاهانی ها ما سپاهانیمو............
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ چِـقَــدر بـآیـَد بُـگـذَرَد ؟!
هرگز به دست اش ساعت نمی بست
این روزها چقدر دلم میخواهد یکی آرام در گوشم بگوید : دودی که از دهانم بیرون می آید...
گآهـے دِلَـتـــ از سن و سالت مےگیرد
همیشه از بزرگشدن میترسیدم
غمگـیـــن تــریـن جــای خــاطــره
اونجــاییـه کــه کــم کــم
احســاس میکنــی
چهـــرش هم داره از یــــــادت میـــرِه ...![[تصویر: h6oon0j08wv43ebkmymq.jpg]](http://www.pic.tooptarinha.com/images/h6oon0j08wv43ebkmymq.jpg)
بزرگــــــــترین خطایــــت ایــــن بــــود ...
كــــه فكــــر مى كــــردى ,
مــــن همیــــــــشه " صبــــــــورم " .......!
![[تصویر: bc5aqiag80fjx5flhyvi.jpg]](http://www.pic.tooptarinha.com/images/bc5aqiag80fjx5flhyvi.jpg)
![[تصویر: cw2tv2cpt2mcottihbb0.jpg]](http://www.pic.tooptarinha.com/images/cw2tv2cpt2mcottihbb0.jpg)
![[تصویر: suy4yfn3jhxxemdo1pus.jpg]](http://www.pic.tooptarinha.com/images/suy4yfn3jhxxemdo1pus.jpg)
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
" تــــــک پــــــرم " نمانــــــدی ...!
خیالــــــی نیســــــت !!!
دیگــــــری " پرپــــــرت " میکنــــــد ….....!
تمام خوبی حس مالکیت اینه
که
از کسی که دوسش داری بپرسی تو مال کی هستی؟!
و اون بدون معطلی بگه:
" فقط مال تو "
دلتنگــــــــــــے
همـــون مكثیـــ ـه كه
رو اسمـــش میكنــے!!!
وقتــے شمـ ـآره هاے گوشیتــو بــالا پــاییـن میكنــے!!!
بعضی آدمهــــــا یهـو میــان . . . !
یهـو زندگیـتـــــو قشنگ میکنن . . . !
یهـو میشن همــــــه ی دلخـوشیت . . . !
یهـو میشن دلیـل خنــــــده هات . . . !
یهـو میشن دلیل نفس کشیــــدنت . . . !
بـعــــد همینجـوری یهـو میــــــرن . . . !
یهـو گنـــــــــــد میـزنن بـه آرزوهــــات . . . !
یهـو میشن دلیل همــــــــه ی غصــه هات و همـــــــه ی اشکات . . . !
یهـو میشن سبب بالا نیـــومدن نفسـت . . . !
روزهای سخــتی رو میگذرونم!!!
وقتی که نیستی همه چیز تنـــگ میشود
نفســـم
دنیایـــــم
دلــــــــــــــم!
اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست ...
به من نگو که چگـونه بی تو زیستـن را تمـرین کنم پدر
رویاهای من کجایید ؟
می ترسم از این همه آوارگی ....
نکند در این برهوت بی آب و علف تلف شده اید!
مرا ببخشید که فراموشتان کردم ........
روزگاریست که فقط نفس کشیدن را بلدم ...
یک نفر آمد صدایم کرد و رفت
با صدایش آشنایم کرد و رفت
نوبت اوج رفاقت که رسید
ناگهان تنها رهایم کرد و رفت
" دیگر بهانه ات را نمیگیرم "
خیالت همه جا با من است
و زندگی زیباست
فقط از اینکه دیگران دیوانه صدایم میکنند
کمی آزرده ام
میان آن همه الف و ب مشق های دبســتان؛
آنچه در زندگی واقعیت داشت خط فاصله بــود...
ﭘﺴﺮ ﺑﻮدن ﯾﻌﻨﯽ ﻧﺎﻓﺘﻮ ﮐﻪ ﺑﺮﯾﺪن روش 2 ﺳﺎل ﺣﺒﺲ ﻫﻢ ﺑﺮﯾﺪن
ﭘﺴﺮ ﺑﻮدن ﯾﻌﻨﯽﺑﻌﺪ 18 دﯾﮕﻪ ﯾﺎ ﺳﺮﺑﺎز ﯾﺎ ﺳﺮﺑﺎر
ﭘﺴﺮ ﺑﻮدن ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻌﺪ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﺮدﻩ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﻮدن ﺳﻨﻢ ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﻪ
ﭘﺴﺮ ﺑﻮدن ﯾﻌﻨﯽ ﺣﻔﻆ ﺧﻮاﻫﺮ و ﻣﺎدر و ﻫﻤﺴﺮت از ﻫﺮ ﭼﯽ ﻫﯿﺰﯾﻪ
ﭘﺴﺮ ﺑﻮدن ﯾﻌﻨﯽ آزادی ﮐﻪ از اوﻟﺶ ﺗﺎ آﺧﺮش ﻫﻤﺶ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺘﻪ و ﺣﺼﺎر
ﭘﺴﺮ ﺑﻮدن ﯾﻌﻨﯽ ﺟﻨﮓ ﮐﻪ ﺷﺪ ﮔﻮﺷﺖ ﺗﻨﺖ ﺳﭙﺮ ﻧﺎﻣﻮﺳﺘﻪ
ﭘﺴﺮ ﺑﻮدن ﯾﻌﻨﯽ ﺑﯽ ﭘﻮل ﻋﺎﺷﻖﻧﺸﯽ
ﭘﺴﺮ ﺑﻮدن ﯾﻌﻨﯽ ﺣﺮﻓﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ ﺗﻮ دل
ﭘﺴﺮ ﺑﻮدن ﯾﻌﻨﯽ " ﻣﺮد ﮐﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ "
ﭘﺴﺮ ﺑﻮدن ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺪﻫﮑﺎر ﺑﻮدن ﺑﻪ ﻫﻤﻪ



ادامه مطلب

وقتــی با گفت و گو مشکلـمون حل نشد
وقتیــ بحثمون به بن بسـت رسید
فقطــ...
بغلم کن
با کسی باش که
وقتایی که دلت گرفته
حوصله نداری
ناراحتی
حس میکنی یه دنیا غم داری
بلد باشه شادت کنه
راه قلبتو بلد باشه
تنهات نزاه
خـــــــــدایا ...!
بـــــــاور کـــــــن ...
دیگــــــــر نــــه طــــــاقت دوبــــــاره شــــــکستن را دارم ,...
نـــــه حــــــس دوبـــــــاره ســـــــاختن را ............. !
حس می کنم دنیـــــــــــا خالیست
◘……مگـــــــــــر تو
◘چنـــــــــــد نفر بودی...... ؟
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد
لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هرچه از طعم لب سرخ تو دلکند نشد
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچکس ...هیچکس اینجا به تو مانند نشد
همه کس در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این بند خداوند نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند.. .نشد
دلم را هنگامی غم میگیرد
که نگاهم به دستان گره خورده ی دو آدم خیره می ماند
ادامه مطلب
بعضـی وقتا دردات اونقـــــدر شخصــــی میشـــن . . .
کــه بـا خـودتـــــم حــرفشــــو نمـــی زنـــــی
غرق شدم در زیبایی های اردیبهشت !
عطر گل محمدی ، عطر پیچک یاس که سر به شانه دیوار گذاشته ،
نم نم بارانی ناگهانی ، بوی خوش باران !
صدای نسیم بهاری لابلای گیسوان درخت بید !
آهنگ خوش پرنده های عاشق !
چگونه میشود مست این همه قشنگی نبود . . .
بعضیاشون واقعا لبخند رو لبات میکارن ......
سعی کن زندگیت پر باشه از خاطرات لذت بخش ......
چهره ام را خط خطی میکنم
شاید ،این بار
قلبت
بین این خطوط درهم گیر کند
در زندگــــی بــــرای هــــر آدمــــی ...
از یــــک روز ...
از یــــک جــــا ...
از یــــک نفــــر بــــه بعــــد ...
دیگــــر هیــــچ چیــــز مثــــل قبــــل نیســــت ...
نــــه روزهــــا ،،،،،، نــــه رنگهــــا ،،،،،،،،، نــــه خیابانهــــا .....
وهــــــــــــــــــر دقیــــــــــقه 60ثانیه
ولــــــــــــی کسی نگفت که هـــــــــــــــر ثانیه بــــــــــــدون
تو
ساعت از نیمه شب گذشته است و من به این می اندیشم :
اگر کاری که " عشق " با من کرد با تو می کرد
چند روز دوام می آوردی ؟؟؟؟
سیب سرخی را که اینگونه گاز میزنی
قلب تپنده ی من است
دلــــم برای خودم ســـوخت
وقتـــی
شــــما صدایـــم کردی..
امروزِ مــن باش
حتی لحظه ای!
که با هر جرعه بسیار اندیشیدم که این طعم را دوست دارم یا نه؟!
و
انقدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن, که انتظار تمام شدنش را نداشتم!!
و
تمام که شد فهمیدم باز هم قهوه می خواهم حتی تلخ تلخ!!!

شخصیت من چیزیه که من هستم
اما. . . .
برخودم بستگی به این داره که تو کی باشی . . .
هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ میگن خوبم ... !
وقتی میبینن یه گنجشک داره رو زمین دنبال غذا میگرده ,
راهشون رو کج میکنن از یه طرف دیگه میرن که اون نپره ... !
همینایی که تو سرما اگه یخ ام بزنن, دستتو ول نمیکنن بزارن تو جیبشون ... !
آدمایی که از بغل کردن بیشتر آرامش میگیرن تا از ... !
... ... اونایی که تو تلفن یهویی ساکت میشن ... !
اینایی که همیشه میخندن ... !
اینایی که تو چله زمستون پیشنهاد بستنی خوردن میدن ... !
همونایین که براتون حاضرن هرکاری بکنن ... !
اینا فرشته ان ... !
فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد / رفتم گوشه ای نشستم / چند قطره اشک ریختم
و خوابم برد / صبح که بیدار شــــدم مادرم گفت:
نمیدانی از دیشب تا صبح چه بـــــارانی می آمد
و مــن هــر روز،
بــه مــوریــانــه هــایــی فکــر مــی کنــم
کــه آهستــه و آرام
گــوشه هــای خیــال ام را مــی جــونــد
به گــذشـتــه که بــرمــیـگـــردم
از حـــــــال مــیــروم
اما...
آنگونه كه بخاهم خرج میكنم برای آنهایی كه لایق هستند...
نـه بچــه بازیــه نــه ادا اطوار....
جــدی دارم میگــم...
حــــالــم اصــَـن خـــوب نیـــس....
مــــن مجـــــنون آن لحظـــــه ام كـــه ,
قلبــــ♥ـــت زیـــــــر ســــرم دســــتو پا بــــزنـــــد .....!
هر کاری می کنم تا نبودنت زیاد زجرم ندهد
برای خودم غذا درست می کنم
آب میوه میگیرم
موسیقی گوش میدهم
شعر می سرایم
نقاشی می کشم
سه تار میزنم
اما باز هم نمی شود
اینجا
رد نگاه عاشقانه ای کم است
که با هیچ چیز جبران نمی شود
با هیچ چیز ....
هیچ نشانه خاصی!
فقط با هر صدایی برمیگردد . .
یـــــک امــ ـــروز را مهمـــــان مـــــن بــ ـــاش …
بـــــه یـــ ــک فنجـــــان قهـــ ــوه تلـــــخ …!
دلـــــت نمیخواهــ ـــد طعـــــم دنیایــ ـــت را بچشـــــی ...؟!
برای برخاستن،نه دستی از برون
که همتی از درون
لازم است
حالا اما…
نمی خواهم برخیزم
در سیاهی این شب بی ماه
می خواهم اندکی بیاسایم
فردا
برمی خیزم
وقتی که فهمیده باشم چرا
زمین خورده ام…
گاهی باید رد شد
باید گذشت
گاهی باید در اوج نیاز، نخواست
گاهی باید کویر شد
با همه ی تشنگی
منت هیچ ابری را نکشید
گاهی برای بودن
باید محو شد
باید نیست شد
گاهی برای بودن باید نبود
گاهی باید سیگارت را برداری
و رهسپار کوچه هایی بشی که
خیلی وقته رهگذری ازش عبور نکرده
گاهی باید نباشی
تا لااقل یه جایی
توی گوشه کنار این شهر
دلی برات تنگ بشه…
گفتم هی یارو!
آتیش داری؟
جواب داد :توی جیبم که نه
ولی توی دلم آره..
به کارت می یاد؟
گفتم :بده همدردیم..
مـدت هاست که تـنهـایی هـای مـرا …
دست هـای جـستجوگـری لـمس نکـرده انـد....
باشــی یــا نباشــی .. ایــن شب ســـر میشـــود !
امــا ایــن شب کجـــا و آن شب کجــــا؟!



یعنی میشه!!!!!!؟!


کسی میشه همه ی زندگیت ولی
هیچ جای زندگیت حضور نداره
چه تفاوت عمیقی ست
بین تنهایی
قبل از نبودنت
و تنهایی
پس از نبودنت...!
مرا ببخش که ســــاده بودنم دلت را زد...
مرا ببخش اگر عشــــق ورزیدنم چشمانت را بست...!!!
می روم تا آنان که توانا ترند...
تو را به اوج بودنــــت برسانند ...
تــقدیــرَ م نــخــواستـــــ !
بد اخلاق می شوم
دست خودم نیست.
ساعت وزمان هم ندارد
تو که نباشی ...
زندگی باید به کام من تلخ شود
اماگاهی عرصه زندگی چنان بر انها تنگ می شود که بر بلندترین قله ها،
دردناکترین زوزه ها را میکشند.........
درخت هر چه پربار تر باشد سر به زیر تر است .....
عاشق هر چه عاشق تر باشد .... سر به زیر تر و کم حرف تر است .....
گاهی یک گل کاری میکند که هزاران سخن نمیتواند ....
به شرطی که با دستی عاشق تقدیم شود
و نگاهی عاشق تر بدرقه اش کند ....
برو با هر کی که دلت میخواد رو به رو شو
بدون دیگه واسه من مرده
کسی که یه روزی با دنیا عوض نمی کردم یه دونه موشو.....
امـــــــا همهچیـــز را در آغوشـــــــــــ منـــــــــــ جا گذاشتیــــــــــــــ !!!!
ادامه مطلب
یــــــه وقتهایی هم که خیلی بهشون خوش میگذره و میخندن
یه دفعه سرشون رو برمیگردونن اونوری که کسی نبینتشون
یکم ثابت میشن و
یواش یواش چشماشون پر اشـــــــــــــــــک میشه..
پنهان شده ام پشت لبخندی که درد میکند..
ﻧﻪ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺑﻮﺩ
ﻧﻪ ﺗﻠﻔﻦ ﺑﻮﺩ
ﻓﻘﻂ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻮﺩ
ﺭﻭﺑﺮﻭ، ﭼﺸﻢ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ
...ﺧﺎﻟﺺ
ﺳﺎﺩﻩ
ﻣﺎﻧﺪﮔــــﺎﺭ..
خدایا...
که سرت داد کشیدم متاسفمـــــــــ...!!!
... ... ... ...
...من عصبانی بودم
برای انسانی که تو میگفتی ارزشــــَش را ندارد
و مــــــــــن پا فشاری می کردم.
آدمـها ...
بی آنکه بدانـــند در گـوشه ای از دنــیا
تـمام دنـیای کـسی شـده انــد ..
ادامه مطلب
تنها
با همین خیال خام . .
كنار رویای بودنت . .
میخواهم به حال خودم باشم . .
با خیالت همیشه
خنده هست / بوسه هست / شادی هست
انگار همه چیز بوی خوشبختی بدهد . .
دلخوشیهایم كوچك
و دلم قانع است
از روزی كه خیالت اینجاست
آینه را هم پاك نكردم
مبادا چشم در چشم حقیقت شوم ..!!
اصلا
حقیقت باشد سهم تو
خیال خام برای من
ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ
ﺣﺎﻟﻢ ﺭﺍ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ


هرگاه از شدت تنهایی
به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند
خنجرخیانتی راکه در پشتم فرو رفته
در می آورم ،
میبوسمش
... ... صیقلی عاشقانه
اندکی نمک به رویش ،
نوازشش کرده ،
دوباره بر سرجایش میگذارم......
از قول من به او بگویید
" خیالش تخت ،
من دیوانه هنوز به خنجرش هم وفـــــــــــادارم...
کم سرمایه ای نیست داشتن آدم های که حالت رو بپسرند
و از آن بهتر داشتن آدم های است که
بتوانی در جواب احوال پرسی هایشان بگویی:
خوب نیستم
تا زورهایم از بی تو بودن صدایشان در نیاید.
یکــــی
از فرقهـــــای انسان با خدا ایـــــن است کـــــه:
انسان تمـــام
خوبیهــــا را با یکــــــ بــــدی فرامــــوش میکنــــد
ولــــی خدا
تمــــام بدیهــــا را با یکـــــ خوووووبی فراموووووش میکنــــــه.
و چه
پروردگاریست بی همتاییست خدا...

حرف دلت را امروز بزن!
اگر امروز گفتی...
اسمش "حرف دل" است
اگر نگفتی
فردا می شود
"درد" دلت...
ایـن وســط فــقط یـک دل بـــود ...کـه دیگــر نـیست ...
آدما ب دو صورت میمیرن...
یکی اونایی ک روحشون از اسارت تن خارج میشه و ب آسمان ها پرواز میکنه...
یکیم اونایی ک فراموش میشن...
ادامه مطلب
تــآ مَـن
دَر مـُرور ِخـآطِـرآتَـم
وَقـتـے اَز کِـنـآر ِ تــو رَد مے شَوَم ،
تـَنــَـم نـَلــَرزَد . . .
بُـغضـَـم نـَـگیــرَد . . .
روزی از او پرسیدم
پس چگونه است
که همیشه سر ساعت به وعده می آیی؟
گفت:
ساعت را از خورشید می پرسم
پرسیدم
روزهای بارانی چطور؟
گفت:
روزهای بارانی
همهی ساعت ها ساعت عشق است!
راست می گفت
یادم آمد که روزهای بارانی
او همیشه خیس بود...!!!
بمیری انشاالله...
و من فریاد بزنم :
آمــــــیــــــــــــــن...
دود سیگار نیست...
قلبم سوخته...
دود می کنه...
سرم را شاید دیگران در نبودنت گرم کنند.....
ولی "دلم" را هرگز......
به گمانم یادتـــــــ پنجره احساسم را میکوبد،
چرا که در دلــــ ـــ ــــم هوای دلتنگیتــــــــ بپاستــــــــ...!!!
بهــــــــــــــــــار و ایــــــــــــــــــن همـــــــــــــــه دلتنـــــــــــــــگی؟؟؟؟؟؟
شایــــــــد فرشـــــــــــتهای فصـــــــل هار ا به اشتبـــــــاه ورق زده باشــــــــد.....
یه عالمه حرف بیخ گلوت چسبیده!
یه عالمه اشک توی چشماته!
یه عالمه حسرت توی دلت تلنبار شده...
باید بگی : خب... خدافظ ...!
در انتظار هیچكس نیستم اما...!
هنوز وقتی نویز موبایل رو اسپیكر می افتد...
دلم میلرزد!
شاید تو باشی...
مانند مرد هزار چهره
که می گفت:
"نمیدونم چرا تو زندگیم هی نمیشه... "
اَمـــــا
آدمهـــــا
بَـــ ــــــــد حــــآلَم رآ میـــگیرند !!!!
میخواهے کودکـــ باشے
کودکے بهـ هر بهانهـ ای بهـ آغوشـِـ غَمخوارے پناهـ مے بَرَد
و آسودهـ اَشک مے ریزد
بُــزُرگــــ کهـ باشے
بایَد بغض هآے زیادے را بـےصدآ دفن کنے...!
از اینكه آنها را كه میشناسم
دیگر نشناسم.
همیشه بعد از دیدنِ یك فیلم
غریبه شدهام
از تمامِ شدنِ هر چیزی میترسم.
از داشتنِ آلبومِ عكس
از خاطرهها
ازمنطقِ روزانهی تكرار
از غروب كردنِ خورشید میترسم.
از اینكه زمان میتواند بگذرد
از اینكه گذشته پُشتِ سر میمانَد
از اینكه سنگ همیشه سنگ است
و زمین صورتی ندارد
از چسبیدنِ خوابهایم به تنم به صدایم
از بهخودآمدنهای ناگهانیاَم میترسم.
حــرف ِ تـــو کـه مـــــــﮯشَوَد...
مَـن ،
چـقـدر نــاشـﮯـانـه !
ادّعــاـﮯ ِ بــﮯ تــفاوتــﮯ مـﮯکـُـنم !
لطفــا دوستم نداشته باش
از آخریــــــن باری که دوستم داشتند
تـــــــا امروز
خیلــی سخــــــــت گذشت ...
یهو چراغش روشن شه ... قلبت بتپه ....
تاپ ...
تاپ ...
تاپ...
میری برش میداری ...
یعنی اونه ؟؟
رو صفحه میبینی ...
قلبت میشکنه ...
Battery Low
...
وقتی کسی نباشه قلبت رو شارژ کنه ...
چه فرقی میکنه ...
گوشیت خاموش میشه ...
آروم رو تختت کز میکنی ...
وتا خود صبح به خودتو بدبختیهات بد بیراه میگی ...!!
اگر بدانی چقدر برای خدایت
چرب زبانی کردم
تا تو را به من بدهد ...
دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند
...
باز هـــــم خیال تو
مـــــــــرا
“برداشـــــت”
کجا میبرد نمیدانــــــــــــــــــــــــــم!
یه وقتایی هم هست که آدمها
جوری میشکنند که دیگر به هیچ دردی نخورند.!.
اینطور نیست که شکستنشان صدای تِق داشته باشد و همه بفهمند
شکستن ادمها را شاید فقط بشود دیـــــد..
از خنده های بافتنی...
از موهای سپیدشان...
از هیاهوی زیاد...
و شاید هم از قیافه های کمرنگشان..
سخت بود
فراموش کردن کسی
که با او
همه چیز و همه کس را
فراموش میکردم!
مُتَنَفِرَمْ اَزْ اِنْسآטּْ هآیےْ کِهـ دیوآرِ بُلَنْدَتْ رآ مےْ بینَنْدْ ،
ولےْ بهـ دُنْبآلِ هَمآטּْ آجُرِ لَق دیوآرَتْ هَسْتَنْدْ کِهـ . . .
تُو رآ فُروْ بریزَنْدْ . . .
تآ تُو رآ اِنْکآرْ کُنَنَدْ . . .
وَ اَزْ رُویَتْ رَدْ شَوَنْدْ .
حکایت منو تو حکایت پادشاه ونگهبانه...
پادشاهی یه شب سرد زمستانی از نگهبانی پرسید؟:تو سردت نیست؟
نگهبان گفت:به سرما عادت دارم...پادشاه قول لباس گرمی به نگهبان داد
صبح نگهبان را تکیه بردیواردیدندمرده...ونوشته بودمن به سرما عادت داشتم
وعده لباس گرمت مرا ویران کرد.....و......من.......
آره.......من......
من به تنهایی عادت داشتم !!!!!!
وعده ماندنت منو"ویــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــران" کرد
اما یک روز اونایی که مارو باهم دوست نداشتند
تورو پر دادن و جاتم یه دونه آینه گذاشتن



